رضا مسعود به مثابه سقراط (تلاش کارگردان)
چرا سقراط ؟
شاید دغدغه رضا مسلمی زاده برای خلق نمایشنامه شوکران نوشی سقراط به روایت افلاطون ، اندیشه ای برای نقد وضعیت اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، اخلاقی ، ارزشها … حال حاضر باشد . چرا که اگر زمانه زیست سقراط را بر حال حاضر منطبق نماییم ، میتوان هم پوشانی های زیادی را متصورشود البته با اختلاف تاریخی به مدت 2500 سال.
به طور حتم سقراط را می توان اولین فیلسوف اخلاق معرفی کرد ، سقراط در سال ۴۷۰ پیش از میلاد متولد و در سال ۳۹۹ پیش از میلاد به جرم هتک حرمت و تمسخر اشیای مقدس(خدایان) و فساد ذهنی جوانان بخوردن جام شوکران اعدام شد. سه نفربر علیه سقراط ادعانامه نوشتند و پای او را به محاکمه کشاندند
. ملتوس شاعر، آنوتوس سیاستمدار و لوکون که خطیب و روشنفکر بود
صحنه رویارویی سقراط با این سه تن از جذابترین لحظات تاریخی فلسفه است.
با توجه به اینکه سقراط اثری مکتوب ندارد اما شرح و حال زندگی او از طریق شاگردانش افلاطون و گزنفون به خصوص افلاطون در رساله های آپولوژی ، کریتون و فایددون نقل قول شده است.
نمایش” شوکران نوشی سقراط به روایت افلاطون ” در سال گذشته نیز چند شب میزبان مخاطبان تئاتر بود ، اما اینبار با حذف بازیگران تئاتر از بدنه نابازیگران بندیان بند کهن شهر، شاهد اجرایی یک دست هستیم و این امر موجب عدم مرزبندی در ایفای نقش در ذهن مخاطب میگردد.
جریان محاکمه سقراط و سرنوشتش در زندان ، با گزینش گروهی از نابازیگران که خود از قضا نیز مدد جوی بند کهن شهر سیرجان هستند واز طرف دیگر طراحی صحنه این تئاتر توسط کارگردان که محیط زندان برای خلق موقعیت قرار داده شده است ، رویکردی بسیار خلاقانه است ، از این حیث باید به رضا مسلمی زاده تبریک گفت.
شخصیت رضا مسعود دراین نمایش در بین هم بندیان خود به عنوان کارگردانی که قصد دارد با آنها روایت شوکران نوشی سقراط را در زندان تمرین و در قالب تئاتر اجرا نماید به عنوان نقطه مرکزی ادامه و استمرار پیدا می کند ، در ساحتی که هر بار برای تمرین گرد هم می آیند و تمرین نمایش به هر بهانه ای توسط یکی از مدد جویان در نقشش ، منقطع میشود. با هربارمنقطع شدن تمرین ، در صحنه بعد شاهد حضور او با یکی از هم بندیانش هستیم تا فرصتی باشد برای روایت سرگذشت هر یک از آنها و این امر تا انتها ادامه می یابد ، تا اینکه در پایان نمایش رضا مسلمی زاده که آغاز نمایش رضا مسعود برای روایت کردن شوکران نوشی در زندان است نوبت به روایت خودش میرسد.
نقطه قوت در طراحی و کارگردانی رضا مسلمی زاده نیز در همین امر امکان می یابد که مخاطب همزمان با دورویکرد مواجه میشود ، همانطور که گفته شد رویکرد اول شناخت ، سرنوشت و سرانجام شخصیت تاریخی سقراط در مواقعی که حین تمرین بندیان هرچند منقطع منقطع روایت می گردد و تا پایان نمایش نیز بر همین منوال ادامه پیدا می کند و از طرفی دیگر این منقطع شدن شرایط را برای رویکرد دوم میسر میسازد تا مخاطب وارد روایت زندگی هر یک از بندیان درصحنه بعد در مواجهه با رضا مسعود قرار گیرند.نکته حائز اهمیت ، ارتباط و تاثیر ارگانیک هر کدام از این رویکردها بر یکدیگر است به گونه ای که بندیان روایت زندگی و سرنوشت سقراط را حین تمرین نمایش با وضعیت موجود خود همزاد پنداری و گاهی نقد میکنند و درست در همین جا با یک اختلاف نظرجلسه تمرین نمایش قطع میگردد اما از جهتی دیگر، شخصیت ها در طول جلسات بعدی تمرین خود با آهستگی و تاثیر ازسرنوشت سقراط آرام آرام به یک همگرایی گروهی می رسند که به اجرای نهایی تئاترشان منجر میگردد.
شاید در اینجا بتوان اندیشه سقراط را که با روح پرسشگری از خود و دیگران بر پایه فضیلت و اخلاق نهادینه شده است را برای بندیان تمرین گر نمایش سرگذشت او نیز با گذشت 2500 سال متصوربود که هنوز کارکرد دارد.
نکته حائز اهمیت دیگرخوانش دیالوگ های باستانی از زبان بندیان حین تمرین نمایش است که با وجود داشتن لهجه درذات کلام آنان ، گاهی لهجه ای بومی نیز بر آن افزوده می گردد که ایجاد موقعیتی ظنز برای مخاطب می کند اما از طرف دیگر ذهن ساختارمند مخاطب را با رویکردی جدید مواجه و دگر گون می سازد و درست در اینجا میتوان گفت سانتی مانتالیزم معاصر هدف قرارگرفته میشود چرا که این هدف گیری به واسطه جادوی تئاتر وانتخابی هوشمندانه از گروهی نابازیگر از بندیان بند کهن شهر همسو با دغدغه و تفکر کارگردان برای خلق موقعیت در روایت کردن سرگذشت فیلسوفی به نام سقراط ، کارکرد پیدا می کند و علاوه بر شکسن کلیشه های متوحم جریان تئاتر، این کارکرد در جا هایی ازمتن موجب می شود سرنوشت محتوم سقراط با نقش ها گره خورده و کشمکش ایجاد کند چه درصحنه تالار فردوسی و چه بعد از اتمام کار تئاتر و حضور بندیان در بند کهن شهر.
البته در مدیوم سینما ، فیلم درخشان سزار میمیرد به کارگردانی برادران تاویانی برایم تداعی میشود و نمیدانم رضا مسلمی زاده چقدر از این فیلم و شیوه کارگردانی آن در اجرای خود تاثیر گرفته است چرا که به یاد دارم در جلسه نقد و بررسی سال گذشته این اجرا به آن اشاره ای شد.
به لحاظ فنی و تکنیکی قصد ندارم نمایش را روی میز تشریح بگذارم چرا که نواقصی در اجرا از جمله به لحاظ تکنیک های بازیگری ، بدن و بیان نابازیگران در این تئاتر دیده میشود اما نباید فراموش کرد که این اجرا در قالب یک کار کارگاهی ارائه شده است و عرق ریزان گروه اجرایی برای بازی های بالقوه ای که در نهایت در تلاش برای به فعلیت رساندن آن هستند، بی نهایت قابل تقدیر است.
با وجود همه این موارد اجرا از ضرب آهنگی مناسب برخوردار است هرچند با ریتمی آرام پیش میرود اما در ایجاد ارتباط با مخاطب از کشش لازم برخوردار است چرا که مهمترین هدف یک نمایش برقراری همین عنصر ارتباطی مابین متن با مخاطب توسط گروه اجرایی است . شاید زمان نمایش برای مخاطب 1 ساعت به طول بیانجامد اما در قسمت هایی از متن از زبان بازیگران شاهد آن هستیم که 1 سال در حال تمرین این تئاتر هستند و این گذشت زمان برای مخاطب باور پذیر است اما چگونه در صحنه ای بدور از اکسسوار پرطمطراق این باور پذیری میسر میگردد .
به نظر من متن نمایشنامه و کشش آن است که این اتمسفر را در صحنه ای خالی با حداقل اکسسوار به وجود می آورد و قرارداد ها را در خیال مخاطب می سازد و همچنین در خصوص طراحی لباس نیز ،یکدست بودن لباس بندیان که لباس بند است رویکرد اجرایی را به ساحت فرم نزدیک کرده است و از این منظر نیز میتوان به نقطه قوت متن برای ایجاد و ساختن قراردادها در ذهن مخاطب اشاره کرد.
در اینجا تقابل ، ما بین همه شخصیت ها در مقام پروتاگونیست (قهرمان داستان) و وضعیت موجود حاکم که موجب قربانی شدن آن ها شده است به عنوان آنتاگونیست (ضد قهرمان)| قرار میگیرد ، هر چند رضا مسلمی زاده در این موقعیت میتوانست رویکرد انتقادی بیشتری با واقعیت موجود نشان دهد ودر جاهایی از شعار زدگی پرهیز کند اما شاید تیغ سانسور و شرایط گروه اجرایی این امکان را میسر نمی ساخته است.
با دیدن پوستر نمایش بعد از عنوان “شوکران نوشی سقراط به روایط افلاطون”با این جمله مواجه میشویم “با اجرای بندیان کهن شهر”
درپایان نقل قول میکنم از کتاب مراقبت و تنبیه ، تولد زندان اثر میشل فوکو فیلسوف برجسته فرانسوی:
من پیامبر نیستم. کار من این است که در جاهایی که زمانی دیوار بودند، پنجره بسازم!
زندان یک ساختمان حاشیهای در حاشیه یک شهر نیست، بلکه به تمامی با شهر ادغام شده است. استراتژیهای قدرت و دانش در هر دو مکان یکسان کار میکنند، و مکانیسم های نظم و کنترل که افراد بزهکار را کنترل میکنند، شهروندان را نیز کنترل میکنند.
برای رضا مسلمی زاده و گروه اجرایی آرزوی موفقیت دارم و همچنین بابت نظم و نظافت سالن فردوسی در حین دیدن این تئاتر تشکر و قدردانی میکنم.
میثم اسدی زیدآبادی
《موسسه فرهنگی هنری ونداد هنر سیرجان》 کارگروه تئاتر: …………………….. (نقد و بررسی) “تئاتر گذر سیاوش از آتش” کارگردان : ابراهیم اسدی زمان اجرا: ۱۹ مهر تا ۲ آبان۱۴۰۴(تئاتر شهر سیرجان) همواره در طول تاریخ تئاتر، شکل اجرایی آیینها به برساخته شدن فرمهای اجرایی تکامل یافته نمایشی و دراماتیک منجر شده است. به عبارت دیگر آیینها، […]
موسسه فرهنگی هنری ونداد هنر نهادی کاملا مستقل در چهارچوب قوانین و مقررات تعیین و تعریف شده تمام اهداف خود را بر این گزاره بنا نهاده است تا با ایجاد و برگزاری کارگاه ها ، رویداد ها و بسترسازی های آموزشی با متد صحیح و آکادمیک در حوزه فرهنگ و هنر با جذب ، مشارکت و حمایت از هنرمندان و اشخاصی که همسو با این جریان هستند منجر به ایجاد رویداد ها و خوانش های بدیع و جریان ساز گردد و همچنین مکانی برای رشد و توسعه فرهنگ و هنر از جمله شهرستان سیرجان را فراهم آورد.
طراحی سایت و سئو توسط
M.Moeini
دیدگاهتان را بنویسید